سال نو ،امید دوباره
دوباره داره عید میاد. همیشه روزای آخر سال به خصوص روز آخر و دم دمای سال
تحویل یه حس غریبی دارم. انگار سینم سنگین میشه و نمی تونم راحت نفس
بکشم
انگار تمام پارسال و تمام آرزوهای سال بعد روی قلبم سنگینی میکنه. پر امیدم و
البته التهاب.
و نمی دونم تو این آخرین لحظه ها باید دقیق چی بخوام از خدا
اما امسال تو رو می خوام. آسمونم از نبودنت خستم. از دوریت کلافم و از آرزوی
خواستنت پرشدم دیگه و به لبریزی رسیدم.
امسال می خوام به توصیه یکی از دوستان برای خدا یه نامه بنویسم و ازش تو رو تمنا
کنم
می خوام از خدا بخوام به رسم بزرگتری و کوچکتری به من عیدی بده و من تو رو می
خوام
و سالهای بعدم باز تو رو می خوام کخ کنارم نگهت داره
آسمونم کاش می تونستم مثل آسمون بالاسرم هر لحظه ببینمت گرچه تو دایم
جلوی چشامی
اما به دوری همین آسمون . کاش میشد روزای آخر سال مثل این مردم که درگیر خرید
و... مدام توی خیابونای شهرن من و تو هم هر شب بیرون می اومدیم و به یه بهانه
ساعت ها راه می رفتیم و بعد به سلیقه هم خرید می کردیم و کلی ذوق می
کردیم
کاش میشد که امسال دیگه بعد از ۲ سال به آرزوم مون می رسیدیم و کنار سفره
هفت سین خودمون منتظر عید مینشستیم
کاش اولین نفری که من رو تو آغوش میکشید و عید رو بهم تبریک میگفت تو بودی
و بعد کنار همون سفره اولین عیدی رو از تو می گرفتم و با تمام وجودم بازش می
کردم تا ببینم هدیه ی عشقم رو/
و بعد نوبت تو بود که کادوت رو البته به زور
از من بگیری.
اما امسالم تو لحظه سال تحویل کنارم نیستی
گرچه می دونم هیچ دو قلبی تو اون لحظه اندازهی قلب ما به هم نزدیک نیست
مگر قلب باقی عاشق ها
آسمونم سال نو رو بهت تبریک میگم با بغضی که توی گلوم و اشکی که تو چشام
حلقه بسته
سال بعد ان شا الله پیشتم و تو آغوشت منتظر نو شدن سال
خدایا به حق بزرگیت همه رو به آرزوشون برسون من و آسمونم رو هم به هم
برسون آمین
عید تو هم دوست خوب مبارک
برامون دعا کن
ان شا الله تو هم به آرزوت برسی![]()
